مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية

114

موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )

--> عيون مسلمانان را از أشك ديده رود خون ساختى ودل‌هاى ايشان را از آتش اين اندوه بتافتى . همانا دل‌هايى قاسيه ونفوسى طاغيه واجسامى كه به سخط خدا ولعنت رسول آكنده است شيطان را در آن آشيان آمد وجوجه نهاد ومانند تويى را بساخت وبزاد . وسخت در شگفتى وبسى در عجب بايد بود كه مردمان اتقيا وفرزندان أنبيا وسليل أوصيا به دست آزادشدگان خبيثه ونسل زناكاران نبهره 14 وفاجران زشت‌كاره كشته شوند وخون ما از دست ايشان در سيلان ودهان ايشان از گوشت ما آلوده ونوشان مىباشد وچنين بدن‌هاى پاك وپاكيزه را در چهرهء بيابان گرگ وپير كفتار نديم وزوار باشند . اى يزيد ! اگر امروز به نيروى اين سلطنت بىدوام ما را غنيمت انگاشتى ، زود است كه ما را غرامت خواه يأبى ، گاهى كه جز اين‌كه از پيش بفرستادى ، نيابى وخداى با بندگان ظلم نمىفرمايد . كنايت از اين‌كه همان عدل خداى براي احقاق حقّ ما از تو كافى است وبه حضرت اوست شكايت من واوست پناه من وبه دوست اعتماد من واز اوست اميد وآرزوى من . هم‌اكنون آن چند كه توانى بر كيد وكين وكشش وكوشش خود بيفزاى ! سوگند به آن خداى كه ما را به وحى وكتاب ونبوت وانتجاب 15 شرافت بخشيد كه نتوانى به فضيلت ومدت وجلالت ما بازرسى وبه مراتب ومقامات ما وصول يأبى وياد ما را محو نمايى ووحى ما را بميرانى وهرگز اين غبار ننگ وعار را كه در صفحهء رزگار تا پايان ليل ونهار بر چهرهء خويش برنهادى ، شستن نتوانى . همانا جز رأيي سست وعقلي ناتندرست وأيامي قليل وجمعى پراكنده وذليل ندارى . واين جمله همه ناچيز خواهد شد ودر آن روز كه از جانب خداوند عزيز منادى ندا كند كه لعنت خدا بر ستمكاران است . پس سپاس وستايش مر خداوندى راست كه دربارهء اوليايش به سعادت حكم راند واصفيايش را به بلوغ مراد ومطلوب به خاتمت رسانيد وايشان را به مقامات رحمت ورأفت ومغفرت ورضوان نقل داد وجز تويى را در مخالفت ايشان قرين شقاوت نداشت وبه خون ايشان مبتلا نفرمود . واز حضرتش خواستار مىشوم كه بر اجر ايشان بيفزايد وبراي ايشان تكميل فرمايد وثواب وذخيرة جزيل وجميل بخشد وحسن خلافت وجميل انابت را از حضرتش مسئلت كنيم ؛ به درستىكه أو رحيم وودود است وحسبنا اللَّه ونعم الوكيل . » چون يزيد اين نوع فصاحت وبلاغت وأشارت وكنايات واحتجاج را از حضرت صدّيقهء صغرى بديد واين كلمات دهشت سمات وسخنان درشت كه از قوارع بلايا ومقارع منايا ودندان أفعى ونيش مار گزنده‌تر بود ، بشنيد ودرونش از نيران وعدوان آكنده‌تر گشت واز هول وبيم نمىتوانست آن حضرت را دچار رنج وزحمتى دارد وآبى بر آتش دل وسينه برافشاند ، از راهى ديگر وعذرى ديگر برآمد واين شعر بخواند : يا صيحة تحمد من صوائح * ما أهون الموت على النّوائح 12 صوايح از صيحه ، « صداى نوحهء زن بر مردگان است » ونياح « نوحه كردن در ماتم » نياحه اسم فيه و